xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml> این بار ... - دختر توی آینه
X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 13 شهریور 1387 ساعت 03:44 ب.ظ

* یه اشتباهی کردم ...اشتباهی که خیلی هم کوچیک نیست ! میدونی الکی قول دادم ... آره الکی ..شاید حتی دیگه بشه بهش گفت دروغ ! کار خوبی نبود بیشتر برای خودم ! اما خب یاد گرفتم دیگه تا نمیتونم یعنی وقتی واقعا نمیتونم هیچ قولی رو به هیچکسی ندم ! حتی واسه خوش کردن دل طرف ...

* عشق ، اولین حس واقعی از عشق ، چیزی نیست که فراموش بشه ... هیچوقت فراموش نمیشه ... جایگزین هم نمیشه ... اما شاید بعده ها دوست داشتن هایی وجود داشته باشن که خیلی عالی تر و لذت بخش تر از اون عشق باشن ... به قبل ترها که نگاه میکنم میبینم قبل از اینکه عاشقش باشم دوستش داشتم و خیلی دوستش داشتم ... اونقدر که فکر میکردم سال هاست که میشناسمش ... اون هم بهم گفته بود که انگار سالهاست منو میشناسه ! اما انگار این اشنایی کافی نبود ... همونطور که دوست داشتن کافی نبود ... همونطور که عشق کافی نشد ...

* خب بالاخره این بار سنگین از روی دوشمون برداشته شد ! گرچه من هیچ وقت راضی نیستم ! ولی یکم سبک شدم .. حداقل احساس میکنم دیگه اون غول کنکور شکست یا دیگه کاری باهاش ندارم !! آزاد هم غیر پزشکی هم پاره وقت قبول شدم ...

غیر پزشکی : مهندسی کشاورزی _ علوم دامی _ ورامین (پیشوا)

پاره وقت: مهندسی کشاورزی _ گیاه پزشکی _ ورامین (پیشوا)

جفتشم یه جا ! دقیقا نمیدونم گیاه پزشکی چیه ..در موردش شنیدم اما نه خیلی علمی و اصولی فقط موقع انتخاب رشته یه چیزایی !! اما نظر خودم بیشتر رو همینه اگر دقیقا همون چیزی باشه که من فکرشو میکنم !

* فردا امتحان آیین نامه دارم و نصف بیشتر کتاب مونده ! انقدر این هفته درگیر بودم که از اولشم به امتحان هفته ی دیگه فکر کردم ! اما حالا این یه روز و نصفیه باقی مونده رو بیکارم و سعی میکنم که تمومش کنم !

جزوه های کاریمو اصلا باز هم نکردم ! باید با دقت بخونمشون و تسلط داشته باشم روشون که مطمئنا موکول میشن به هفته ی آینده ... و باید یه برنامه ریزیه درست داشته باشم براشون ...

* به دعا احتیاج دارم .. خیلییی زیاد ..برای یکی که نمیتونم چیز زیادی بگم ازش ... برای یه بیماریه .. درمان داره اما خودشم باید بخواد ... خیلی جوونه .. خیلی بچه اس ... بچه ای که  زود بزرگ شده ... مثل من .. خیلی مثل خودمه .. خیلی میفهممش .. میدونه که مثه همیم و میدونه که میفهممش ... شاید اگر انقدر بزرگ نمیشد این اتفاقات هم نمی افتاد .. شاید اگر انقدر حساس نبود ... خیلی دعا کنین لطفا ...همیشه گفتن این ماه با همه ی ماهای خدا فرق میکنه ... خیلی دعا کنین امیدوارم خدا نشون بده بهم و جوابمو بده ... ممنونم ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo