xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml> هر جا میرم اما بازم یادت میفتم .. اینو به همه گفتم :) - دختر توی آینه
X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 10:14 ب.ظ

چقده ننوشتم ؟ خیلی وقته ؟ یا به نظرم میاد که خیلی وقت باشه ؟ خیلی وقت ندارم بیشتر درگیر مسائلمم البته این درگیری بد نیست فقط فکرمو مشغول کردن ! یا همش باشگاهم یا اینکه دنبال یه سری از کارام بودم !

گفتم باشگاه .. یه خانومی جدیدا اومده باشگاه و خصوصی ثبت نام کرده ! ما بالا آوردیم انقده این از بچه هاش تعریف کرد حالمونو به هم زده دیگه ! تمام مدتم وسط حرفاش میگه تعریف ازشون نباشه اینجورین اونجورین .. نمیخوام ازشون تعریف کنماااا اما اینه و اونه !!

قرار شد برم فدراسیون ثبت نام کنم برای کلاسای مربیگری .. طول میکشه تا بهم خبر بدن ! اما خوبه از همین الان باید دنبالشو گرفت :)) واقعا کارشو دوست دارم و اینم میدونم که واسه روحیه ی من ورزش همیشه لازمه پس خیلی خوب خواهد بود اگه خودم مربی باشم :)))

موهامو رنگ کردم ( عسلی تیره) خوشگل شد خیلی ! اولش یکم خورد تو حالم چون بالاخره خیلی تغییر کردم و سنم رفت بالا اما حالا که عادت کردم میبینم خوش رنگه .. (هر کی هم دید گفت خوبه خیلی خوشگله )

محمد رفته یه چشم پزشک دیگه(یعنی به جز اونی که همیشه میرفته !) بهش گفته باید عمل کنه چشمشو یه عمل سر پایی ! آخه از زمانی که بابا فوت کرد ..محمد وقتی فهمید بهش شک وارد شد و یه تیک عصبی گرفت که باعث انحراف یکی از چشماش شد ! حالا دکتر گفته باید عملش کنه تا ماهیچه رو صاف کنن گفته دیگه خوب خوب میشه ..حالا مامان گفت چند تا فوق تخصص و متخصص دیگه هم نشون میدتش.. اما خب به احتمال بیشتر همون کارو باید کرد .. خیلی ناراحت بود سر این موضوع .. (با اینکه اونقدرم محسوس نیست) ! من که فقط میتونم دعا کنم و امیدوارم که خوب خوب بشه :)

عجب برفی میاد... زمین سفید شده ... برف قشنگه . اما برای من غمناکه ... یاد روزای سخت و .. سخت و نمیدونم چی .. ولش کن اصن !

دیگه خیلی خوابم میاد از باشگاه که رسیدم دو ساعت خوابیدم اما دارم میمیرم هنوز از خواب .. همه ی اینارم توی خواب نوشتم .. شب به خیر

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo