xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml> من خووبم - دختر توی آینه
X
تبلیغات
رایتل
شنبه 14 اردیبهشت 1387 ساعت 09:19 ب.ظ

بهش میگم یعنی تو دوسش نداری؟ (آخه مطمئنم که اون اینو دوس داره!)

میگه نه اونقدر! میگه من به خودم یاد دادم که با هرکی دوستم خیلی دوسش نداشته باشم !

میگم بابا جان اون که دیگه بچه نیست خودشم گفته همین الانم بذاری میام خواستگاری  ! اونوقت تو ...

میگه من الان نمیخوام برای چی باید خودمو الکی درگیر کنم !

 

نمیدونم چرا هر وقت پشتیبان قلم چی زنگ میزنه من تا جند روز بعدش بد جوری قاطیم ! واقعا نمیدونم چرا اما همه ی استرسای دنیا میاد تو جونم ! خسته شدم از این همه روزای تکراری بازم فقط امیدم به اینه که این دوماهم بگذره و خوب بگذره ... خسته شدم از اینکه بگم اگه اونی که میخوام نشه چی؟ اگه اصن هیچی نشه چی ؟!! اما بازم امید هست یعنی دارم میخونم دیگه نشستم دست رو دست بذارم بعدم نگران الکی باشم که !!!!!

پنجشنبه از کتاب خونه رفتم خونه ی آزی اینا ...تا 1 نصفه شب با جیلی بازی میکردم !!! J عشقه منه خیلی شیطونه ... وقتی باهاش بازی میکنی دیگه همه چی یادت میره ...

من خوبم خوب خوب اینو جدی میگم (ماشالله هزار ماشالله .) درسته اونقدر آزاد نیستم الان برای کارایی که دوست دارم بکنم ... درسته دلتنگیاام همیشه باهامن اما خوبم ... دیگه انگار ( من خودم اینی که همه میبینن+ دلتنگیام+ اون چیزایی که تو ذهنمه و نمیشه بیان کرد + یه نفر دیگه که همیشه با منه + بابا = من واقعی ) !!! یعنی اگر جور دیگه ای باشم به نظرم غیر عادیه ! حالا که گفتم من خوبم همیشه خوبم تا وقتی هستم خوبم J

یه عالمه کار دارم یه عالمه نقشه که بعد کنکورم دوس دارم بهشون برسم ..امیدوارم یادم نره و اون موقع همش بشینم تو خونه و بگیرم بخوابم ! میشه یکی بعد کنکور یادم بندازه که کار زیاد داشتم ؟؟... لطفا اگه یادتون موند J

دیگه حوصله ی  نوشتنم سر رفت ... فعلا تا بعدا ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo